با زلف پرشکن دل نادیده کام ساخت - ادبستان شعر پارسی % %

با زلف پرشکن دل نادیده کام ساخت

صائب تبریزی- غزل شماره 1851

با زلف پرشکن دل نادیده کام ساخت

از دانه مرغ ما به گرههای دام ساخت

خورشید در دو هفته کند ماه را تمام

حسن تو کار من به نگاهی تمام ساخت

هر چند هست بی ادبی خواهش دگر

زان لب نمی توان به جواب سلام ساخت

خواهد به فکر حلقۀ آغوش ما فتاد

سروی که طوق فاخته را خطّ جام ساخت

با بلبلان مضایقه در می کجا کند؟

شاخ گلی که آب روان را مدام ساخت

آیینۀ رخ تو مگر آب خضر بود؟

کز موم سبز، طوطی شیرین کلام ساخت

از دست داد دامن دریا به یک حباب

هر پست فطرتی که ز ساقی به جام ساخت

بی حاصلی که گشت بدآموز آرزو

از طفل مشربی به ثمرهای خام ساخت

صائب دلش ز وضع مکرّر سیاه شد

چون لاله غافلی که به عیش مدام ساخت

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤