خانۀ دل روشنی از دیدۀ روشن گرفت

صائب تبریزی- غزل شماره 1398

خانۀ دل روشنی از دیدۀ روشن گرفت

زنده دل را کرد در گور آن که این روزن گرفت

سرمۀ چشم ملایک می شود خاکسترش

هر که را برق تمنّای تو در خرمن گرفت

برنمی خیزد به تعظیم قیامت از زمین

خاک دامنگیر عزلت هر که را دامن گرفت

می کند از خون خود شیرین، دهان تیشه اش

هر که چون فرهاد کار عشق بر گردن گرفت

از دل سخت تو نتوانست لطفی واکشید

آه گرم من که از ریگ روان روغن گرفت

از لباس عاریت هر کس به آسانی گذشت

در گریبان مسیحا جای چون سوزن گرفت

گوهر شهوارم امّا زیر پا افتاده ام

بوسه زد بر دست خود هر کس که دست من گرفت

نیست صائب روز میدان در شمار پردلان

هر که نتواند به مردی تیغ از دشمن گرفت

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها