دوش آن نامهربان احوال ما پرسید و رفت - ادبستان شعر پارسی % %

دوش آن نامهربان احوال ما پرسید و رفت

صائب تبریزی- غزل شماره 1375

 

دوش آن نامهربان احوال ما پرسید و رفت

صد سخن سر کرد، امّا یک سخن نشنید و رفت

هر که آمد در غم آباد جهان، چون گردباد

روزگاری خاک خورد، آخر به خود پیچید و رفت

وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود

سر برون آورد و بر وضع جهان خندید و رفت

ای کم از زن! فکر مرکب در طریق کعبه چیست

این بیابان را به پهلو رابعه غلطید و رفت

گریه می آید به منصورم که در دار فنا

گفت چندین حرف حق، یک حرف حق نشنید و رفت

سیر معراج فنا را قوّتی در کار نیست

چون شرر می باید اندک همّتی ورزید و رفت

صائب آمد در حریمت با دل امّیدوار

شد به صد دل از امید خویشتن نومید و رفت

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤