رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست - ادبستان شعر پارسی % %

رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست

صائب تبریزی- غزل شماره 1319

رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست

فتح باب من ازین میخانه جز خمیازه نیست

آه کز بی حاصلیها آنچه می ماند به من

چون صدف زان گوهر یکدانه جز خمیازه نیست

روزی دست و دهان عاشق از بوس و کنار

زان نگار از وفا بیگانه جز خمیازه نیست

می کشد فانوس گستاخانه در بر شمع را

روزی بال و پر پروانه جز خمیازه نیست

از شراب ما دگرها شادمانی می کنند

قسمت ما چون لب پیمانه جز خمیازه نیست

روزی ما چون ملایک دانۀ تسبیح ماست

در بساط ما ز آب و دانه جز خمیازه نیست

تیر تخشی دارد از نخجیر ما هر کس که هست

گر چه ما را چون کمان در خانه جز خمیازه نیست

رزق نادانان بود صائب شرابی بیغمی

در بساط مردم فرزانه جز خمیازه نیست

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤