
صائب تبریزی- غزل شماره 1038
عشق را در پردۀ ناموس دیدن مشکل است
شمع را در جامۀ فانوس دیدن مشکل است
ساق سیمین می کند رفتار را با آب و تاب
جلوه با آن پای از طاوس دیدن مشکل است
دست افسوسی است هر برگی در ایّام خزان
بوستان را پر کف افسوس دیدن مشکل است
بی تکلّف بوستان با نالۀ بلبل خوش است
دیر را بی نغمۀ ناقوس دیدن مشکل است
سر چه باشد تا دریغ از دوستان دارد کسی
دشمنان خویش را مأیوس دیدن مشکل است
در حریم هوشیاران پاکدامانی خوش است
بزم می را بی کنار و بوس دیدن مشکل است
مرغ زیرک می شناسد خانۀ صیّاد را
عارفان را خرقۀ سالوس دیدن مشکل است
گر چه دارد دورباش از روی آتشناکِ شمع
چاک در پیراهن فانوس دیدن مشکل است
عالم معقول بر هر کس که صائب جلوه کرد
بعد ازان در عالم محسوس دیدن مشکل است




لطفا خوانش هم بزارید .
اقای ویری صدای شما برای خوانش ها خوبه
اقا این نممره ماهم دریت کن