
تاريخ نقاشي را ميخواندم
از آغاز تا امروز.
تاريخ برههای سفيد
پيش از آنكه پرتوی بر آن ها بتابد.
تاريخ فرشتههای كوچك پَردار
و مرغزاری باكره
پُر از گلهای مينا.
تاريخ مصالح
و مقبوليت طلا.
تاريخ نرمبارترين اشکها
بر چهرههای پريده رنگ.
تاريخ پيشانیهای قوسدار.
و گونههاي تكيده
تاريخ آب و
چگونگی نقاشی آن.
تاريخ مكتبها
سبكها و ستيز بر سر حقيقت.
تاريخ جباريت،
پلشتي و سالوس،
تاريخ خيانتورزی و پيمانشكنی،
سوگندهای شكسته و طغيان
و سلاخيهايی كه هرگز پايان نمیيابد.
در پانوشتهايش نيز
تاريخ شرمساری را خواندم
تاريخ پيچيده تسلی خاطر.
بر روي هم، تاريخی زيبا
تاريخ نقاشی را ،
صدالبته نه فقط برای چشمها.
مولف در پسگفتارش
با روده درازی تمام
توضيح ميدهد
كه آنچه بايد ببينيم
فقط جلوه رنگهاست در شيوهها و
سفارشهای گوناگون.
انگار فراموش كرده بود
سمی را كه با آنها در آميخته بود
سمی برای چشمها.
“ترجمه:علی عبداللهی”
واژگان کلیدی: اشعار میشائیل کروگر،نمونه شعر میشاییل کروگر،شاعر میشایل کروگر،شعری از میشائیل کروگر،یک شعر از میشائیل کروگر،شعرهای میشائیل کروگر،اشعار برگردان به پارسی،شعرهای ترجمه شده به فارسی،شاعر آلمانی معاصر.
Michael Krueger،poem،quotes





