
می آیی ای دلاورم اما سرت کجاست؟
آن دست های گمشده در سنگرت کجاست؟
در شعله بار صاعقه ای باغ لاله خیز
آن رنگ و بوی و روی گل پرپرت کجاست؟
سربند ” یاحسین ” تو کانروز گرمجوش
با دست خویش بست به سر مادرت کجاست؟
آن ساق پای خسته که چون ساقه های عرش
افتاده بود از کف ” مین ” در برت کجاست؟
چشمی که بوسه گاه پدر بود و همچو شهر
در خاکریز،معرکه ی سنگرت کجاست؟
می آیی و دوباره تن،اهدا به کربلاست
آن پاره های دیگری از پیکرت کجاست؟
چون سرو ایستاده به سنگر شدی کنون
ای استخوان سوخته،خاکسترت کجاست؟
واژگان کلیدی: اشعار عباس باقری،نمونه شعر عباس باقری،شاعر عباس باقری،شعرهای عباس باقری،شعری از عباس باقری،یک شعر از عباس باقری،غزل عباس باقری،غزلیات عباس باقری،غزل های عباس باقری،غزلی از عباس باقری،شاعر سیستانی،شاعر استان سیستان و بلوچستان،شاعر زابل،شعر شاعر زابلی،شعر با موضوع دفاع مقدس،شعر جنگ تحمیلی،شعر درباره شهیدان.





