شعری از حبیب الله بخشوده،شاعر ایلامی

 

 

دستان تو دعای مرا رد نمی کند

 مادر بزرگ گفت خدا بد نمی کند

مادر بزرگ گفت که او چشمه ایست سرد

 ما را برای آب مردد نمی کند

روی نگاه هیچ کسی خط نمی کشد

راه عبور هیچ کسی سد نمی کند

او مرزهای بسته شدن را شکسته است

آیینه را به قاب مقید نمی کند

او با حضور خویش نفس می دهد به ما

کاری که هیچ غایب مفرد نمی کند

 قلبش شکسته است ولی قهر با کسی

کزسوز دل به گریه بیفتد نمی کند


  واژگان کلیدی: اشعار حبیب الله بخشوده،نمونه شعر حبیب الله بخشوده،شاعر حبیب الله بخشوده،شعرهای حبیب الله بخشوده،شعری از حبیب الله بخشوده،یک شعر از حبیب الله بخشوده،شعر سنتی حبیب الله بخشوده،غزلیات حبیب الله بخشوده،غزلی از حبیب اله بخشوده،غزل های حبیب اله بخشوده،شعر سنتی حبیب الله بخشوده،شعر شاعر ایلامی،شاعر استان ایلام.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها