شعری از حسین عبدالوند

شعری از حسین عبدالوند
بید مجنون در آستانه ی رقص شاخه های صنوبری در باد
مرد با دست های کاغذی اش می کشد طرح بی سری در باد
پیرهن را کمی کبود کشید زلف ها را شبیه دود کشید
ذهن آشفته اش قلم شد تا بکشد طرح دختری در باد
دختری که موافقش باشد گاه و بی گاه عاشقش باشد
پابه پای دقایقش باشد آه نه ناگهان پری در باد
آمد و روی شانه هاش نشست بال هایش هوای رفتن داشت
کاش پیغامی از پریدن بود کاش می شد کبوتری در باد
رفت و رفت و به کودکیش رسید تا جهان عروسکیش رسید
کودکی را کشید تا اول رفت تا جیغ مادری در باد
باز هم رفت مادرش دختر رفت و رفت و برابرش دختر
کوچکِ کوچک از مسیر گذشت دخترک شد مسافری در باد
باد با دخترک به راه افتاد مرد خطی کشید دنبالش
در همین حال دید افتاده ست شاخه های صنوبری در باد
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.





