دوش میآمد و رخساره برافروخته بود

حافظ-غزل شماره 211
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه ی شهرآشوبی
جامهای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود میدانست
وآتش چهره ی بدین کار برافروخته بود
گر چه میگفت که زارت بکشم میدیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود
معنی بیت های نخستین
۱. دوش میآمد و رخساره برافروخته بود / تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود:
دیشب میآمد در حالی که چهرهاش برافروخته بود. تا کی باید دل غمزده و سوختهای داشته باشم؟ این بیت به عشق سوزان و دلآزرده اشاره دارد.
۲. رسم عاشق کشی و شیوه ی شهرآشوبی / جامهای بود که بر قامت او دوخته بود:
روش عاشقکشی و شیوهی آشوبگری، لباسی بود که به تن او دوخته شده بود. حافظ به طبیعت عشقآفرین و جذابیتهای ویرانگر معشوق اشاره میکند.
۳. جان عشاق سپند رخ خود میدانست / وآتش چهره ی بدین کار برافروخته بود:
جان عشاق را مانند سپند (ماده سوختنی) برای چهره خود میدانست و آتش چهرهاش را برای این کار برافروخته بود. این بیت به فداکاری عاشقان و سودجویی معشوق اشاره دارد.
۴. گر چه میگفت که زارت بکشم میدیدم / که نهانش نظری با من دلسوخته بود:
اگرچه میگفت تو را از خود میرانم، اما میدیدم که در نهان نگاهی به من دلسوخته دارد. شاعر به دوگانگی رفتار معشوق اشاره میکند.
معنی بیت های پایانی
۵. کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل / در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود:
کفر (جذابیت) زلفهایش راه دین میبست و آن سنگدل، مشعلی از چهرهاش در پی خود برافروخته بود. این بیت به تضاد بین جذابیت و ویرانگری معشوق اشاره دارد.
۶. دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت / الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود:
دل خونهای بسیاری به کف آورد ولی چشمها ریخت. خدا را شکر که چه سرمایهای را تلف کرد و چه اندوختهای داشت! حافظ به فداکاریهای بیثمر عشق اشاره میکند.
۷. یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد / آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود:
یار را به دنیا مفروش که سودی ندارد، همانطور که آن کس که یوسف را به زر ناسره فروخت سودی نبرد. این بیت به ارزش واقعی عشق و بیارزشی مادیات اشاره دارد.
۸. گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ / یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود:
گفت و به زیبایی گفت: “برو ای حافظ، خرقهات را بسوزان”. خدایا این قلبشناسی را از که آموخته بود؟ این بیت به شناخت عمیق معشوق از حالات عاشق اشاره دارد.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



