
رهی معیری – ترانه ها و نغمه ها
من از روز ازل دیوانه بودم
شماره 39
آهنگ : مرتضی محجوبی
من از روز ازل، دیوانه بودم
دیوانه ی روی تو، سرگشته ی کوی تو
سرخوش از باده ی مستانه بودم
در عشق و مستی، افسانه بودم
نالان از تو شد، چنگ و عود و من
تار موی تو، تار و پود من
بی باده مدهوشم، ساغر نوشم
ز چشمه ی نوش تو
مستی دهد ما را، گل رخسارا
بهار آغوش تو
چون به ما نگری، غم دل ببری
کز باده نوشین تری ( 2 مرتبه )
سوزم همچو گل، از سودای دل
دل رسوای تو، من رسوای دل
گرچه به خاک و خون کشیدی مرا
روزی که دیدی مرا
بازآ که در شام غمم صبح امیدی مرا
صبح امیدی مرا



