ندانی که یزدان دیرینه بود - ادبستان شعر پارسی % %

ندانی که یزدان دیرینه بود

اقبال لاهوری

پیام مشرق

شماره 202

نامه ی عالمگیر به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر می کرد

ندانی که یزدان دیرینه بود

بسی دید و سنجید و بست و گشود

ز ما سینه چاکان این تیره خاک

شنید است صد ناله ی دردناک

بسی همچو شبیر در خون نشست

نه یک ناله از سینه ی او گسست

نه از گریه ی پیر کنعان تپید

نه از درد ایوب آهی کشید

مپندار آن کهنه نخچیر گیر

به دام دعای تو گردد اسیر

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤