اشعار محمدحسین مدل - ادبستان شعر پارسی % %

اشعار محمدحسین مدل

 

شعر نخست:

همین که نمی گویم چشمانم پراز لبان تو است

ترس را اما

جز از حادثه ای در عمق نمی پوشم

و پشت پگاه شب

رژه ی موریانه ها بر استخوان مردگان

اندیشه ی نبودن ما است.

صدای گریه ی کیست در معنی ترس؟

حالتی را که غرقم کرده از نگاه خدا

در حرفی که نمی زنی می فهمم

وبا تمام جانم

در حوالی لبانت

لبی می شوماز گفتگوی تو

و سکوت می کنم .


 شعر دوم:

خانه‌ مان دایره‌ ای ا‌ست .

از دایره به راه که می‌ افتیم

چرخ دایره ‌ای را می ‌بلعیم

و حرف‌هامان به خواب دایره‌ ای خراب می ‌رسد

آن ‌قدر که از خودمان و حرف‌هامان

خسته شویم .

سکوت می کنیم

تا به دایره ‌ای در سمتی که بوده‌ ایم بیفتیم

و قدم در راه دایره ‌ای بگذاریم که در آن نبوده‌ ایم

و بپیچیم به طول

و پیدایمان شود رو به‌ روی هم .


 شعر سوم:

درون بغض شب

سخاوت کدام لحظه را نگاه می‌ کنی؟

بی ‌دست،بی پا

فریادت به کجا می‌رسد؟

صداها بیگانه

و لبخندها شوم

و حتی نسیم شب که می ‌گذرد

در حوالی‌ پلک

مجال خسته‌ ای‌ است .


 شعر چهارم:

پشیمانم از آن همه صبر

از مدام کنار گذاشتن خود

و از آن همه گریه .

سکوت و صدا

زنده نمی شوند دیگر

در جایی از دلم

نه یاری و نه دیاری

دل بسته ام به دمی

که مرگ خودم را

دوباره گریه کنم .


واژگان کلیدی: اشعار محمدحسین مدل،نمونه شعر محمدحسین مدل،شاعر محمدحسین مدل،شعرهای محمدحسین مدل،شعری از محمدحسین مدل،یک شعر از محمدحسین مدل،شعر نو محمدحسین مدل،شعرکوتاه محمدحسین مدل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤