اشعار علی آذرشاهی

اشعار علی آذرشاهی

اشعار علی آذرشاهی


شعر نخست :

 

دلم گرفته تر از ابرهای شهر شماست

دراین فضای غم آلوده آفتاب کجاست ؟

سکوت منجمد کوچه های دلتنگی

درانتظار غزل های عاشقانه ی ماست

خبر دهید که مجنون واله  شهری

هنوز خانه به دوش است و در پی لیلاست

اگرچه در پی گمگشته می دوم اما

جمال دوست در آیینه ی دلم پیداست

به هفت پرده ی چشمم فروغ رقص بلور

نشان موج و خروش و تلاطم دریاست

در آفتاب قدح رنگ آشنایی ها

به چشم پرده ی گلریز عاشقان زیباست

دلا ! زآتش حرمان مباش در تب و تاب

کلید گنج محبت به سینه ی صحراست

 


شعر دوم:

 

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت

خانه ات آباد کاین ویرانه بوی گل گرفت

از پریشان گویی ام دیدی پریشان خاطرم

زلف خود را شانه کردی شانه بوی گل گرفت

پرتو رنگ رخت با آن گل افشانی که داشت

در زیارتگاه دل پروانه بوی گل گرفت

لعل گلرنگ تو را تا ساغر و مِی بوسه زد

ساقی اندیشه ام ، پیمانه بوی گل گرفت

عشق بارید و جنون گل کرد و افسون خیمه زد

تا به صحرای جنون افسانه بوی گل گرفت

از شمیم شعر شورانگیز  آتش ، عاشقان

ساقی و ساغر، مِی و میخانه بوی گل گرفت


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از متخلص به آتش.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
علی
میهمان
علی
خرداد 10, 1401 4:13 ب.ظ

کلمات دست مالی شده و عصر حجری

مرتضی ناطقی از شربیان
میهمان
مرتضی ناطقی از شربیان
اردیبهشت 25, 1402 1:02 ب.ظ

چرا از زادگاه آقای آذر شاهی اسمی نبردین
ایشون اهل شربیان از توابع شهرستان سراب هستن