پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی - ادبستان شعر پارسی % %

پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی

آذر بیگدلی – غزل شماره 204

پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی

جرمی نداری آری، طفلی و بیگناهی

هر جا نسیمی آید، کز وی دلم گشاید

خوشدل شوم که شاید، پیکی رسد زراهی

رحمی، وگرنه ترسم از سوز دل چو شمعم

ریزد ز دیده اشکی، خیزد ز سینه آهی

ای آنکه با رقیبان، همصحبتی دمادم

دردم بجو زمانی، حالم بپرس گاهی

………………………………….(1)

جای چو من گدایی، در بزم چون تو شاهی


واژگان دشوار :1-در نسخه ی مورد استفاده ما، این مصراع نوشته نشده است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤