پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی

آذر بیگدلی – غزل شماره 204

پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی

جرمی نداری آری، طفلی و بیگناهی

هر جا نسیمی آید، کز وی دلم گشاید

خوشدل شوم که شاید، پیکی رسد زراهی

رحمی، وگرنه ترسم از سوز دل چو شمعم

ریزد ز دیده اشکی، خیزد ز سینه آهی

ای آنکه با رقیبان، همصحبتی دمادم

دردم بجو زمانی، حالم بپرس گاهی

………………………………….(1)

جای چو من گدایی، در بزم چون تو شاهی


واژگان دشوار :1-در نسخه ی مورد استفاده ما، این مصراع نوشته نشده است.

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها