بایگانی‌های زن - ادبستان شعر پارسی

اشعار فریبا صدیقیم

شعر نخست :   ما اینجا روبروی خالی­ ترین صندلی جهان نشسته­ ایم و با گردبادی که طناب می­­ پیچد بر گلو جرعه جرعه تلخ می­نوشیم و به منقاری چشم می­دوزیم که تکه­­ ی بزرگی از ماه را کند و با خود برد اینجا جمع نشوید ! جنایتی اتفاق نیفتاده فقط مرد غمگینی که با … ادامه