قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / بایگانی برچسب: شعر دوست داشتن

بایگانی برچسب: شعر دوست داشتن

شعری از محمدرضا یعقوبی سورکی

زندگی بی غم دل دیدن داشت شادی و خوبی و خندیدن داشت لب من بر لب پیمانه بسوخت ناگریز از تو و بوسیدن داشت چشم بیمار من از دوری تو همه شب حاجت باریدن داشت حال این عاشق پیمانه پرست تو نپرسیدی و پرسیدن داشت عاشقِ گوشه ی لب های …

توضیحات بیشتر »

شعری از میرزا محمد حسین همافر

از طلعت تو سیر گلستانم آرزوست از عارض تو لاله و ریحانم آرزوست گفتم به دل به چاه فتی دل بکن ز عشق گفتا مگو که سیب زنخدانم آرزوست بر یاد آن سیاهی جادوی تیر زن یک جعبه تیر زانهمه مژگانم آرزوست شرط وفا به عهد پریشان دلی است زان آن طره ی عبیر پریشانم آرزوست دل از کمند …

توضیحات بیشتر »

شعری از مرجان مهدوی

از جیب بارانی مرد پروانه ها سرازیر می شوند از جوهر خودنویس من پروانه ها سرازیر می شوند از دهان کودکان از زنان آبستن از بوسه های دزدانه از جاده کوچه پنجره از پلک عابران پروانه ها سرازیر می شوند سالها بعد از آنکه خاطره ها به پیراهن ابریشم تو …

توضیحات بیشتر »

اشعار آرزو رمضانی

شعر نخست :   منو از تپش های شب کم نکن بذار تا همینجور ادامه بدم با این فاصله باید عادت کنم به عشق تو از دور ادامه بدم   ستاره ستاره شبو قرض کن از آینده ای که سر رامونه به تنهایی سخته که عادت کنم تا وقتی توو …

توضیحات بیشتر »

شعری از رضا محمدصالحی

شبی که در فراقت هم، لباست را بغل کردم معطر شد تنم گویی ،که یاست را بغل کردم غزل بانو اگر در شام گیسویت نخوابیدم سحر گیلاس لب های مماست را بغل کردم شدم عاشق به حوایی که بوی سیب میداد و همین شیطان ترین آدم شناست را بغل کردم …

توضیحات بیشتر »

اشعار ستاره چگینیان

شعر نخست :   چه قدر رنگ ببافمم به هم تا تو مال من باشی غصه دالانی ست مهیب که به تکرار از آن می گذرم شب ها که چون ماه در مِه دیگران غوطه می خوری من خرد و خراب چون باد از آنجا می گذرم .   شعر …

توضیحات بیشتر »

شعری از عقیل پورجمالی

باز هم نصفه شب و تاب و تبی تکراری دلبرم! دختر مهتاب! تو هم بیداری؟ گل شب بوی غزل ریز! مزاحم نشوم وقت داری کمی از روی غمم برداری؟ میشود دست به بغضم بکشی؟ بی زحمت میشود گوش به آهنگ دلم بسپاری؟ “یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم” خسته …

توضیحات بیشتر »

شعری از احد رئیسی

می‌گویم : تو از فرط علاقه آخر شهید می‌شوم از تو ! زار زار می‌زند زیر دستم می‌رود سیاه بپوشد زنگ می‌زند به زری – که انگار به همه – مراسم را طبق معمول روزنامه خواهد گفت عبدالباسط  از مصر خبر را به در و همسایه می‌چسباند دوسـتان و فامیل‌های …

توضیحات بیشتر »

اشعار محمدرضا شیخ حسنی

شعر نخست :   که بیت اول این شعر کاملا گویاست تمام غربت این مرد سهمش از دنیاست ببین تمام امیدم به آرزو  پیوست و آرزوی من خسته نیز مدتهاست شبی کنار تو و شعرهای غمگینت چقدر مصرع قبلی شبیه یک رویاست تو وعده های سر خرمنی به من دادی؟ …

توضیحات بیشتر »

اشعار امیر ارجینی

شعر نخست :   داره بارون میاد کوچه بازم لبریز احساسه هنوزم نم نم بارون صدای ما رو میشناسه همین دیروز بود انگار تو با من تو همین کوچه میگفتی زندگی وقتی تو با من نیستی پوچه آهای بارون پاییزی کی گفته تو غم‌انگیزی تو داری خاطراتم رو تو ذهن کوچه می‌ریزی داره بارون میاد کوچه …

توضیحات بیشتر »

شعری از نیلوفر امجدی

با من قدم بزن، حالا که با منی حالا که بغضی ام، حالا که سهممی با من قدم بزن، میلرزه دست و پام بی تو کجا برم؟ بی تو کجا بیام؟ دست منو بگیر، کنار من بشین من عاشق توام، حال منو ببین از دلهره نگو، از خستگی پرم بی …

توضیحات بیشتر »