قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / بایگانی برچسب: شعر دوست داشتن

بایگانی برچسب: شعر دوست داشتن

اشعار عفیف باختری

0.0 00 شعر نخست :    دفنم کنید مرده ی من بو گرفته است نعشی که با تعفن خود خو گرفته است سبز است؛ سبز سوخته، مثل لباس او رنگی که زنده‌گانی‌ام از او گرفته است عشق‌ست دختری که ریاضت کشیده و زیر حجاب، از همه کس رو گرفته است …

توضیحات بیشتر »

اشعار مصطفی پایمرد

0.0 00 شعر نخست :   چگونه شرح دهم حال و روزگار خودم؟ چگونه شرح دهم از خودم کنار خودم؟ شبم برای تو شد ، روز من برای تو شد برای بودن تو ، خوب به افتخار خودم که بی بهانه بهانه برای من بودی که بی بهانه شدی نازنین …

توضیحات بیشتر »

اشعار علی صفری

0.0 00 شعر نخست :   حضرت فاصله بی حوصله ام سخت نگیر چند سالی ست سراسر گله ام سخت نگیر غرق پاییز ترین فصل غم و اندوهم داغدار سفر چلچله ام سخت نگیر شانه شانه پرم از هق هق تنهایی و اشک سالها در گسل زلزله ام سخت نگیر …

توضیحات بیشتر »

اشعار سارا قبادی

0.0 00 شعر نخست :   آدم ها گاهی خاکستری اند نه بودنشان آرامت می کند و نه رفتنشان ! گاهی چنان با عشق می آیند که هرم نگاهشان و عطر حرف هایشان روحت را می نوازد و گاهی چنان بی مهرند که تو می مانی پنجره ای رو به …

توضیحات بیشتر »

اشعار مصطفی الوندی

0.0 00 شعر نخست :   نشسته ام به تماشای چشم چون پری ات که سهم من بشود یک نگاه سرسری ات که سهم من بشود سرزمین موهایت اگر اجازه دهد مرزهای روسری ات زمان عرضه ی لبخندها حواست نیست که کشته می دهد این خنده های دلبری ات نگاه …

توضیحات بیشتر »

شعری از آیسا حکمت

0.0 00 هر روز به صورتت نگاه می کنم یک خط به سرنوشتت اضافه می شود هر روز بیشتر از دیروز تو را دوست می دارم مهربان تر می شوی خدای من تعارف ندارم آه می کشم دنیا در چشمهایم تنگ و گشاد می شود و جوانه ای از پای دندان …

توضیحات بیشتر »

اشعار جواد معروفی

0.0 00   شعر نخست :   جدال عقل و دل همواره در من ماجرا دارد شبیه سرزمینی که دو تا فرمانروا دارد شبیه سرزمینی که یکی در آن به پا خیزد یکی در من شبیه تو خیال کودتا دارد منِ دلمرده و عشق تو ، شاید منطقی باشد گل …

توضیحات بیشتر »

شعری از شهدی لنگرودی

5.0 01   در هر نگهت مستی صد جام شراب است چشمان تو میخانه ی دلهای خراب است زد شعله به جان ، چشم فریبای تو هرچند برق نگهت زودگذر همچو شهاب است زیبایی گلهای جهان دیر نپاید ای غنچه بزن خنده که هنگام شباب است مغرور مشو این همه …

توضیحات بیشتر »

اشعار امیررضا وکیلی

0.0 00   شعر نخست :   می بوسمت یک روز در میدان آزادی می بوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد می بوسمت وقتی صدای تیرها خوابید می بوسمت وقتی سلاح از دست ها افتاد   می بوسمت پای تمام چوبه های دار وقتی کبوتر روی آنها آشیان دارد …

توضیحات بیشتر »