بایگانی‌های ترانه - صفحه 2 از 2 - ادبستان شعر پارسی

اشعار میلاد ماهیار

اشعار میلاد ماهیار

اشعار میلاد ماهیار اشعار میلاد ماهیار شعر نخست: روز و شب زل زدنه به آسمون کار منه حتی دیگه نور خورشید چشامو نمی زنه آخه از وقتی زمین چشم تو رو دزدیده چشم من ردّ نگاتو اون بالا ها می زنه   بین صورتای خرسای بزرگ و کوچولو دنبال قطب نگاتم تا که آروم بگیرم … ادامه

اشعار تورج نگهبان

اشعار تورج نگهبان

اشعار تورج نگهبان اشعار تورج نگهبان شعر نخست: یاران ز چه رو رشته الفت بگسستند عهدی که روا بود دگر باره نبستند آن  نادِمکان از سر اندیشه ندیدند کاین بی خردان حرمت انسان بشکستند ما را دگر از طعنه دشمن گله ای نیست کان عهد که بستیم رفیقان بشکستند افسوس همه سلسله داران بغنودند وآن … ادامه

اشعار بهادر یگانه

  شعر نخست: شمع و پروانه منم مست میخانه منم رسوای زمانه منم دیوانه منم یار پیمانه منم از خود بیگانه منم رسوای زمانه منم دیوانه منم چون باد صبا دربه درم با عشق و جنون هم سفرم شمع شب بی سحرم از خود نبود خبرم رسوای زمانه منم دیوانه منم تو ای خدای من … ادامه

اشعار حسین صفا

  شعر نخست: اگه شکسته پای من،گریه نکن عصای من هر چی شکسته بنویس،به پای گریه های من اگه تمومه طاقتت،نمونده روز راحتت نگاه با صداقتت،غنیمته برای من آینه و شمعدون نمی خوام،من لب خندون نمی خوام هر چی که خنده ست واسه تو،هر چی غمه برای من بخند و از خنده بگو،از غم بازنده … ادامه

اشعار پرویز وکیلی

  شعر نخست: آدما از آدما زود سير ميشن آدما از عشق هم دلگير ميشن آدما رو عشقشون پا ميذارن آدما آدمو تنها ميذارن منو ديگه نميخواي خوب ميدونم تو كتاب دلت اينو ميخونم يادته اون عشق رسوا يادته اون همه ديوونگي ها يادته تو ميگفتي كه گناه مقدسه اول و آخر هر عشق هوسه … ادامه

چند ترانه از مهدیه عرب

  شعر نخست: تو که منظور منو از چشام می فهمی حرفمو اونجوری که من می خوام می فهمی  تو که انگار منو بهتر از خودم می شناسی تو که حالا بیشتر از خودت رو من حساسی  همین که هستی باش به این قشنگی باش من عشقتو خواستم و می خوام با هم سختی هاش … ادامه

شعری از زهرا باقری شاد

  می توان باز آرزویی کرد جمعمان جمع تر شود آیا؟ شکوه ها، طعنه ها، دورویی ها لااقل مختصر شود آیا؟   می توان باز آرزویی کرد؟ آرزوی سلامت مردم اینکه شاید دوباره برگردد سرجایش نجابت مردم   اینکه شاید که یادمان رفته اینکه شاید که خواب می بینیم سرمان داغ و دستهامان سرد جای … ادامه