
شعر نخست :
انکار کن
خیابانی را که هر روز
قدم به قدم
دلتنگی هایمان را به هم نزدیک تر می کرد .
انکار کن
عاشقانه هایی را
که روی لب هایمان به رقص می آمد .
انکار کن
کافه ای قدیمی با فنجان هایی تلخ را
که شیرینی لب هایمان را دوست داشت .
انکار کن
حتی انگشت هایت را
وقتی که دلتنگی بین انگشت های مرا پر میکرد .
انکار کن
من هم فکر می کنم
که اتفاقی سر از این شعر درآورده ای .
شعر دوم :
بلند شو دست معشوق خود را بگیر
و با خودت به خیابان ببر
و فراموش کن
زمانی نصف این شهر عاشقت بود
فراموش کن
چشم هایی را که خیره می کردی
لب هایی را که می سوزاندی
و خیابان هایی را که بند می آوردی
به معشوق خود لبخندی بزن
و در سطر بعد
از کنار راوی این شعر
به آرامی عبور کن
طوری که هیچکس نفهمد
زمانی عاشقش بودی .
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،يزدان توراني.





