اشعار یزدان تورانی

شعر نخست :

 

انکار کن
خیابانی را که هر روز
قدم به قدم
دلتنگی هایمان را به هم نزدیک تر می کرد .
انکار کن
عاشقانه هایی را
که روی لب هایمان به رقص می آمد .
انکار کن
کافه ای قدیمی با فنجان هایی تلخ را
که شیرینی لب هایمان را دوست داشت .
انکار کن
حتی انگشت هایت را
وقتی که دلتنگی بین انگشت های مرا پر میکرد .
انکار کن
من هم فکر می کنم
که اتفاقی سر از این شعر درآورده ای .

 


شعر دوم :

 

بلند شو دست معشوق خود را بگیر

و با خودت به خیابان ببر

و فراموش کن

زمانی نصف این شهر عاشقت بود

فراموش کن

چشم هایی را که خیره می کردی

لب هایی را که می سوزاندی

و خیابان هایی را که بند می آوردی

به معشوق خود لبخندی بزن

و در سطر بعد

از کنار راوی این شعر

به آرامی عبور کن

طوری که هیچ‌کس نفهمد

زمانی عاشقش بودی .


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،يزدان توراني.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها