
پروین اعتصامی
قطعه شماره 83
بام شکسته
بادی وزید و لانه ی خردی خراب کرد
بشکست بامکی و فرو ریخت بر سری
لرزید پیکری و تبه گشت فرصتی
افتاد مرغکی وز خون سرخ شد پری
از ظلم رهزنی، ز رهی ماند رهروی
از دستبرد حادثه ای، بسته شد دری
از هم گسست رشته ی عهد و مودتی
نابود گشت نام و نشانی ز دفتری
فریاد شوق دیگر از آن لانه برنخاست
وآن خار و خس فکنده شد آخر در آذری
ناچیز گشت آرزوی چند ساله ای
دور اوفتاد کودکِ خردی ز مادری