پیِ خدنگ، جگرگون به خونِ مردم کرد - ادبستان شعر پارسی % %

پیِ خدنگ، جگرگون به خونِ مردم کرد

وحشی بافقی- غزل شماره 183

پیِ خدنگ، جگرگون به خونِ مردم کرد

بهانه ساخت که شنجرف بوده پی گم کرد

تبسّمی ز لبِ دلفریبِ او دیدم

که هر چه با دلِ من کرد آن تبسّم کرد

چنان شدم ز غم وغصّهٔ جداییِ دوست

که دید دشمن اگر حالِ من ، ترحّم کرد

ز سنگِ تفرقه ایمن نشست صافْ دلی

که رفت و تکیه به دیوارِ دیرِ چون خم کرد

نگفت یار که داد از که می‌زند وحشی

اگر چه بر درِ او عمرها تظلّم کرد

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤