
وحدت کرمانشاهی – غزل شماره 3
دل بی تو تمنا نکند کوی منا را
زیرا که صفایی نبود بی تو صفا را
چون حسن و جمال تو بود موهبت از حق
دیدار تو توجیه کند روز لقا را
روشن شود از پرتو انوار حقیقت
از لوح دل ار پاک کنی رنگ ریا را
البته دمی منحرف از قبله نگردد
هر سوی بگردانی اگر قبله نما را
شک نیست که باشد اگرت دیده ی حقبین
هر جا نگری می نگری وجه خدا را
در عاشقی و مهر و وفا بایدت ای دوست
آموخت ز جانباختگان رسم وفا را
از نای تو بر گوش رسد نغمه ی توحید
چون وحدت اگر ساز کنی شور و نوا را
سلام و دست مریزاد
نخستین کسی که اشعار وحدت را در کنار اشعار عرفانی عاشورایی عمان سامانی ،مجموعه ساخت و اذهان تشنگان حقیقت را از چشمه ی زلال عمان و وحدت سیراب ساخت،استاد محمد علی مجاهدی(پروانه) بود که خدایش از فیوضات خویش و جلوه ی دیدار،مسرور نماید.
حق رفیق راهتان باد و بازوانتان توانمند.
ان شاءالله آن اشعار دیگر وحدت را نیز به اشتراک بگذارید که می فرماید:
ای دوست مرانم ز در خویش خدا را
کز پیش نرانند شهان خیل گدا را
باز آی که تا فرش کنم دیده به راهت
حیف است که بر خاک نهی آن کف پا را…
درویش تو و (رب ارنی) این چه تمناست
با دیده ی خود بین نتوان دید خدا را…..
با سلام. از شما دوست گرامی سپاسگزاریم
دیوان وحدت کرمانشاهی در سایت به طور کامل قرار گرفته است و می توانید تمامی اشعار ایشان را در سایت مشاهده کنید.
برای ورود به بخش دیوان وحدت کرمانشاهی، اینجا را کلیک کنید :