تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها

هاتف اصفهانی – غزل شماره 5

تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها

من و این دشت بی‌پایان و بی‌حاصل دویدن‌ها

تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش

من و شب‌ها و درد انتظار و دل تپیدن‌ها

نصیحت‌های نیک اندیشی ات گفتیم و نشنیدی

چه ها تا پیشت آید زین نصیحت ناشنیدن‌ها

پر و بالم به حسرت ریخت در کنج قفس آخر

خوشا ایام آزادی و در گلشن دویدن‌ها

کنون در من اگر بیند به خواری و غضب بیند

کجا رفت آن به روی من به شوق از شرم دیدن‌ها

تغافل‌های او در بزم غیرم کشته بود امشب

نبودش سوی من هاتف گر آن دزدیده دیدن‌ها

 

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
همايون مجد
میهمان
همايون مجد
شهریور 17, 1401 4:15 ب.ظ

كارى بسيار ارزنذه و گامى بزرگ در پاسدارى از فرهنگ و ادب ايران. خسته نباشيد.