
حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 112
کم اسی صیاد فی جو القفص
قل لنا حتی متی تحسو القصص
روی آزادی ندیده دیدهام
کیف قید منه صید ماخلص
موز یم لوندی ماذا بدا
بدر، تم لو افاما ماذا نقص
قال ابذل مهجةها نظرة
ایها المستام بشری ار تخص
دفتر دانش به بحر عین شوی
فیه صفر کف حبر لم یغص
دع اساطیرا مسامیر الصماخ
عشق کو عشق آن بود احسن قصص
گام در میدان نه و گویی بزن
انتهر یا فارس القلب الفرص
ای زده پر اندر این آب و هوا
اصح فالا شراک نصب للقبص
دیده ی اسرار بیند هر جمیل
جملة من عکس ذی الحسنا حصص