اشعار مرتضی حیدری آل کثیر

اشعار مرتضی حیدری آل کثیر

اشعار مرتضی حیدری آل کثیر


شعر نخست :

 

اجاق خسته نفس را دوباره روشن کن

برای هیزم دنیا شراره روشن کن

برای این همه لب تشنه بوسه شعله بزن

برای گمشدگانت ستاره روشن کن

وضو بگیر و تکلیف آسمان ها را

پس از گرفتن یک استخاره روشن کن

هنوز بال  تو را عشق می زنند صدا

اگرچه سوخته ! آن را دوباره روشن کن

بیا معاصر این شاعران شب زده باش

هزار چهره بخند ، استعاره روشن کن

هزار غمکده خاموش کن به یک لبخند

هزار میکده با یک اشاره روشن کن

سراب و آتش و آیینه در کنار هم اند

برای دیدنشان ماهواره روشن کن

 


شعر دوم :

 

عریانی بازوی پاییز است آغوشم

شب را به یاد مرگ صدها برگ می پوشم

گاهی صدایم را به یمن شعر می بلعم

گاهی سکوتم را به پاس عشق می نوشم

از اینکه با پای خیابان می روم تا اوج

بگذار صدها پله بگذارند بر دوشم

یک پلک از چشمت برای خلوتم کافیست

تا فکرهای مرده برخیزند از هوشم

مردم نمی گویند اما من حواسم هست

با زخمهایم چون پلنگی خسته می جوشم

از دور می آیی و معلوم است سوزانی

از دور می بینی و روشن نیست خاموشم

 


شعر سوم :

 

رفتنت را دوست دارم از نشستن بیشتر

دوست دارم دست من باشد به دامن بیشتر

اختلاف افتاد بین ما شبی با این سوال

بیش تر تو دوستم داری و یا من بیشتر؟

جستجو کردیم و فهمیدیم هر دو قاطعیم

شوقم اما بود از شوق تو قطعاً بیشتر

رفته ای ، در جستجویت ابر پُرسان گرد شهر

می شود بی تو چراغ شیخ روشن بیشتر

من که هر شب مرگ غیرت دیده ام درکوچه ها

ترسم از مردان زن روی است و از زن بیشتر

بر سر من پُتک غم ای عشق محکم تر بزن

تا بخندانی مرا مانند آهن بیشتر

درد من دل بود و افیون سرودن دارویم

دوستی را جسته ام از دست دشمن بیشتر


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای،شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از مرتضي حيدري آل كثير عکس.
تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
رجبعلی نیسی
میهمان
رجبعلی نیسی
خرداد 22, 1402 11:28 ق.ظ

لبخند بزن که سال تحویل شود
هرگریه به اشک شوق تبدیل شود
لبخند بزن که در هوای شب عید
با خنده ی تو بهار تکمیل شود

هم پسته و قنادی و آجیل بگیر
هم بر سر خود دعای تعجیل بگیر
دیدی که چگونه سال تحویل گرفت
ای دوست بیا تو نیز تحویل بگیر

رجبعلی نیسی خوزستان