ای دل پی یار خویشتن دار

قوامی رازی – شعر شماره 66

در غزل است

ای دل پی یار خویشتن دار

در حلقه ی زلف او وطن دار

در راه مراد تاختن کن

اسبان نشاط گام زن دار

از عشق وصال روی آن بت

در خدمت پشت چون شمن دار

ازبهر کلاه فضل یزدان

روزی دو قبای اهرمن دار

گر خارزن آمدست عشقش

تو روی بدان گل و سمن دار

ور عهدشکن شدست زلفش

تو چشم به حلقه و شکن دار

گر مهجوری ز باغ وصلش

از خار نسیم یاسمن دار

ور یعقوبی ز عشق یوسف

اومید به بوی پیرهن دار

اندر سر زلف او مزن دست

ای شیفته گوش دل به من دار

تو پای عتاب او نداری

هان دست به جای خویشتن دار

سیم آر به چنگ ای قوامی

پس صحبت یار سیمتن دار

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها