رنگ گل گویی ز خون عندلیب آمیختست

قوامی رازی – شعر شماره 62

در غزل است

رنگ گل گویی ز خون عندلیب آمیختست

عندلیب از عشق گل نالان به حلق آویختست

بوستان در دولت گل گرد گلبن شاهوار

تاج یاقوتین ز تخت زمردین انگیختست

گل به گلبن بر دُرفشان با کلاه لعل فام

راست گویی بر قبای آبگون می ریختست

از گیا و مرغ ما و یار ما کمتر نه ایم

کاین درو آویختست و او ز ما بگریختست

گرچه آموزم فراوانش نیاموزد همی

وان گل ناموخته با عندلیب آمیختست

گر ز ما بگریختست آن دلنواز ما چرا

خویشتن را عشق او یک باره در ما بیختست

زآتش عشق ای قوامی آبروی خود مبر

کانکه پیمود است باد او خاک بر خود بیختست

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها