حساب عشق تو ای دوست سخت بار نجست

قوامی رازی – شعر شماره 61

در غزل است

حساب عشق تو ای دوست سخت بار نجست

حساب عشق تو گویی حساب شطرنجست

لب ملیح کم آوازت ار چه روح افزاست

ز مکر چشم دغل باز تو دل آهنجست

تو گنج حسنی و زلف تو مار خم در خم

بدیع نیست اگر مار بر سر گنجست

لبت بهای دل و جان دهد بگاه سخن

کز آن دو کفه ی یاقوت گون گهر سنجست

نه آب و آتش و خاک و هوایی از خوبی

اگر طبایع چارست زان تو پنجست

مرا پیاده ی عشق تو چون به دیوان خواند

دلم به رنج گرو کرد گفت بی رنجست

اگر قوامی با توست هیچ عیب مدار

ترنج دانی جانا که جفت نارنجست

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها