تا کی به بزم شوق غمت جا کند کسی

قصاب کاشانی – غزل شماره 290

تا کی به بزم شوق غمت جا کند کسی

خون را به جای باده به مینا کند کسی

ابروت می‌برد دل و حاشاست کار او

با کج حساب عشق چه سودا کند کسی

تا مرغ دل پرید گرفتار دام شد

صیاد کی گذاشت که پر، وا کند کسی

دنیا و آخرت به نگاهی فروختم

سودا چنین خوش است که یکجا کند کسی

ای شاخ گل به هر طرفی میل می‌کنی

ترسم درازدستی بیجا کند کسی

نشکفت غنچه‌ای که به باد فنا نرفت

در این چمن چگونه دلی وا کند کسی

خوش گلشنی ست حیف که گلچین روزگار

فرصت نمی‌دهد که تماشا کند کسی

هرگز کسی به درد کسی وا نمی‌رسد

خود را عبث عبث به که رسوا کند کسی

عمر عزیز خود منما صرف ناکسان

حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی

دندان که در دهان نبود، خنده بدنماست

دکّان بی متاع چرا وا کند کسی

بر روضه‌های خلد قدم می‌توان گذاشت

قصاب اگر زیارت دل‌ها کند کسی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها