سر در ره جانانه فدا شد چه به جا شد

قصاب کاشانی – غزل شماره 114

سر در ره جانانه فدا شد چه به جا شد

از گردنم این دین ادا شد چه به جا شد

می‌خواست رقیبم که من از غصه بمیرم

دیدی که خودش زود فنا شد چه به جا شد

از دود دلم وسمه کشیده‌ است بر ابرو

دود دل من قبله‌نما شد چه به جا شد

از خون دلم بسته حنا بر سر انگشت

خون دلم انگشت‌نما شد چه به جا شد

مغرور به یکتایی چشمت شده بودی

بر عارضت آن زلف دوتا شد چه به جا شد

هر لحظه امید من بیچاره همین بود

یک بوسه به قصاب عطا شد چه به جا شد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها