
روی زخم هایم نمک بریز
بگذار خاطره ی تو
داغی شود
بر سینه ام
*****
گفتی تا دلتنگم شدی
تار گیسویم را بسوز
آنقدر دست دست کردم
تار گیسویت را باد برد
حالا سالهاست
باد
آتش می زنم .
*****
دست در دست من بگذار
تا از بیزاری بگذرم
خروس خوان بر می گردم
نامت را در گوش پنجره
زمزمه می کنم .
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر کوتاه،شعر کوتاهی از،غلامحسين چهكندي نژاد .





