قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد گرنه در پرده دری خوی سحر دارد اشک رهی معیری – غزلیات ناتمام شماره 10 اشک گرنه در پرده دری خوی سحر دارد اشک پرده از راز نهانم ز چه بردارد اشک؟ شد هم آغوش گل از اشک محبت شبنم رهی از گریه میاسا که اثر دارد اشک نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط گر وفا دور از تو شد ای خرمن گل، دور نیست ادامه نوشته » یکسان گذشت در سیهی صبح و شام ما ادامه نوشته » تا یافتم خبر ز فریبنده خوی گل ادامه نوشته » نه اشکی، تا که ره بندد ز پیش، آن آتشین خو را ادامه نوشته » نیست جز این شیوه ی چشم فریب انگیز او ادامه نوشته » همچو گل سینه ام از آتش دل سوخته است ادامه نوشته »