در آن کعبه که تو جان بخش حاجی

در آن کعبه که تو جان بخش حاجی

زهی محتاج با اقبال راجی

هر آن سر کو فرو ناید به کیوان

ز روی فخر بر فرقش تو تاجی

نهاده سر به تسلیم و اطاعت

به پیشت از دل و جان هر لجاجی

تویی نور جهان جان که نورت

نه از خورشید ماهی و سراجی

خداوند شمس دینا این قدیمست

به ماه و جاه فرت هست جاجی

همه جانها باقطاع مثالت

که بعضی عشره و بعضی خراجی

ایا تبریز بستان باغ جانها

که فرمان ده تویی بر جان ماجی

مزاج دل اگر چون برف گردد

ز آتشهای تو گردد نتاجی

در آن بازار گر تو هست بویی

زهی هر یوسفی را بی رواجی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها