بیا ساقی باحکام افندی
بده جامی تو از جام افندی
شرابم ده پیاپی همچو آتش
که تا پخته شود خام افندی
خلایق حمله چون مرغ هوایند
اسیر دانه و دام افندی
مخواه آن دانه و از دام بگریز
برآ بر قصر و بر بام افندی
حریف سست اگر در ره بماند
گزین کن مرکب بام افندی
بیا بشناس خود را و خدا را
همه گامی تو بر گام افندی
خمش در عشق شمس الدین تبریز
بده جامی از آن جام افندی