
فخرالدین عراقی- غزل شماره 103
هر که او دعوی مستی میکند
آشکارا بت پرستی میکند
هستی آن را میسزد کز نیستی
هر نفس صد گونه هستی میکند
هر که از خاک درش رفعت نیافت
لاجرم سر سوی پستی میکند
دل که خورد از جام عشقش جرعهای
بی خبر شد، شور و مستی میکند
دل چو خواهم باختن در پای او
جان ز شوقش پیش دستی میکند
چند گویی کو جفا تا کی کند؟
ای عراقی، تا تو هستی میکند