به ساقی گفت در میخانه مستی

طبیب اصفهانی – غزل شماره 151

به ساقی گفت در میخانه مستی

به دستی ساغر و مینا به دستی

که عهد دوستی با ما نگارا

چرا بستی و بی موجب شکستی

بپرس از ما که واپس ماندگانیم

به راحت ای که در منزل نشستی

عماری کش مرو چندان شتابان

کنون چو محملش بر ناقه بستی

مگر آن دل شکن آمد که از دل

به گوشم آمد آواز شکستی

بشارت باد خاصان حرم را

که عزم تو به دارد بت پرستی

مگر با یار می خوردی که از شوق

طبیب امشب نه هشیاری نه مستی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها