اشعار ضیایی سبزواری

اشعار ضیایی سبزواری

اشعار ضیایی سبزواری


شعر نخست :

 

پند اگر میشنوی غفلت ازین پند مکن

همنشینی به جهان جز به خردمند مکن

همه اوقات شریف است و بسی عمر عزیز

کرده ای غفلت اگر چندی، یک چند مکن

پای بند هوس و بنده ی شهوت تا چند

مرغ علوی را پابند به هر بند مکن

خواهی ار خلق به هرکار پسندند تو را

آنچه را مردم دانا نپسندند مکن

حال مردان خدا را مکن از خویش قیاس

به بزرگان جهان خویش همانند مکن

عاقبت گرچه بود بسته به اعمال ،ولی

تکیه در هر عملی جز به خداوند مکن

بهر اثبات سخن نیست ضرورت بقس

معهد را بی سبب آلوده به سوگند مکن

ای ضیایی چو جهان نیست به کس پاینده

زندگی با همه جز با دل خرسند مکن

 


شعر دوم :

 

درستی ار طلبی در پی شکست مباش

بلندی ار طلبی در زمانه پست مباش

همای باش و مینداز سایه بر هرکس

چو زاغ بر سر هر شاخه خوش نشست مباش

مریز بهر دو نان آبرو بر دونان

ببند پای و به هر سو گشوده دست مباش

به دام حرص و هوا در هوای شهوت نفس

چو مرغ و ماهی غافل ز دام و شست مباش

اسیر نفس و هوا را خداپرستی نیست

اگر خداپرستی هواپرست مباش

به گاه گفت و شنو با کسان چو آمیزی

نداری ار شکری تلخ چو کبست مباش

اگر دو روز موقت جهان به کام تو شد

بپای و غافل از حال زیردست مباش

اگر که بخشیدت آسمان زبردستی

ز خودپرستی و کبر و غرور مست مباش

به خط و خال نگاری اگر سپردی دل

دگر به دانه و هر دام پای بست مباش

ضیایی ار که سپردی به عشق دل به یکی

دگر از او متوجه به هر چه مست مباش


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : ضیاالحق حکیمی سبزواری اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از سبزوار شبزواری شهرستان شهر ضيايي سبزواري.
تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها