
صائب تبریزی- غزل شماره 703
در آتش است نعل، نسیم بهار را
رنگ ثبات نیست گلِ اعتبار را
از برق و باد نعل رحیلش در آتش است
منزل کجاست قافلۀ نوبهار را؟
چون زندگی به کام بوَد مرگ مشکل است
پروای باد نیست چراغ مزار را
بیطاقتی است قسمت منعم ز جمع مال
از گنج پیچ و تاب بوَد رزق مار را
روشندلان همیشه به سختی بسر برند
در سنگ زندگی بسرآید شرار را
کم بخت را ز نعمت الوان نصیب نیست
مژگان به خون گل نشود سرخ خار را
چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟
کوته کن این بهانۀ دنباله دار را!
صائب کنون که دور به کام تو می رود
بشکن به ساغری سر و دست خمار را