سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا

صائب تبریزی- غزل شماره 528

 

سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا

صحبت پیر خرابات جوان کرد مرا

حلقۀ کعبه ازو نعل در آتش دارد

آن که سرگشته تر از ریگ روان کرد مرا

خانه بر دوش تر از ابر بهاران بودم

لنگرِ درد تو چون کوه گران کرد مرا

بسته بودم نظر از هر چه درین عالم هست

چشمِ عاشق نگه او نگران کرد مرا

گلِ رویِ سبدِ فصلِ بهاران بودم

آه بی برگ تر از نخل خزان کرد مرا

دو زبانی چو الف در دل من راه نداشت

غمزۀ موی شکافَت دو زبان کرد مرا

من نه آنم که گران بر دل موری باشم

ناز در چشم تو چون خواب، گران کرد مرا

دل صد پاره و لخت جگر و دانۀ اشک

فارغ از نعمت الوان جهان کرد مرا

صائب افسردگی توبه درین فصل بهار

سرد هنگامه تر از فصل خزان کرد مرا

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها