
صائب تبریزی- غزل شماره 2666
هر که در راه طلب صادق بوَد واصل شود
راههای راست آخر محو در منزل شود
زردرویی در شراب بی خمار عشق نیست
روز محشر خون ما گلگونۀ قاتل شود
جسم خاکی چون کهن شود قابل تعمیر نیست
راست نتوان ساختن دیوار چون مایل شود
آب جوهر می شود در جویِ تیغ آبدار
هر که با صاحبدلان پیوست صاحبدل شود
چربی پهلوست آبستن به رنج لاغری
روی در نقصان گذارد ماه چون کامل شود
سرعت سیلاب در آغوش پل گردد زیاد
چون دوتا گردید قامت، عمر مستعجل شود
لفظ نتواند حجاب معنی روشن شدن
کی غبار خط میان ما و او حایل شود؟
گر دو صد عاقل شود دیوانه صائب فارغم
می شوم دیوانه گر دیوانه ای عاقل شود!