ناامیدی بردهد اشکی که می باریم ما

صائب تبریزی- غزل شماره 266

ناامیدی بردهد اشکی که می باریم ما

رزق قانون می شود تخمی که می کاریم ما

هر که پا کج می گذارد ما دل خود می خوریم

شیشۀ ناموس عالم در بغل داریم ما

در شکار شوخ چشمان دست و پا گم می کنیم

ورنه آهو را به دام خویش می آریم ما

گوهر شهوار، مزد لب بجا واکردن است

این نصیحت را به خاطر از صدف داریم ما

در کف عشقیم عاجز، ورنه در میدان رزم

شیر مردان را به مژگان جبهه می خاریم ما

نیست صائب قسمت کوتاه بینان هوس

آنچه از چشم سیاهش در نظر داریم ما

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها