جلوه ای سر کن که خون از چشم بلبل سر کند

صائب تبریزی- غزل شماره 2521

 

جلوه ای سر کن که خون از چشم بلبل سر کند

اشک شبنم بی حجاب از دیدۀ گل سر کند

می توان بر تیرباران ملامت صبر کرد

کو جگرداری که با تیغ تغافل سر کند؟

پردۀ خود پیش هر ناشسته رو نتوان درید

بلبل ما گریه را در دامن گل سر کند

می دهد یاد از سواد هند فیل مست را

پیش دل هر کس حدیث زلف و کاکل سر کند

لنگر بیتابی دریا نمی گردد گهر

عشق هیهات است با صبر و تحمّل سر کند

خیره چشمی بین که پیش عارض گلرنگ او

شبنم نادیده، حرف از دفتر گل سر کند

می توان در پردۀ شب حال خود بی پرده گفت

صبرِ آن دارم که خط زان روی چون گل سر کند

فتنه ها زیر سر تیغ زبان خوابیده است

وای بر آن کس که حرفی بی تأمّل سر کند

خضر را از لوح دل چون زنگ می باید زدود

هر که خواهد راه صحرای توکّل سر کند

پیش دیوانهای صائب بلبل رنگین سخن

شرم بادش گر سخن از دفتر گل سر کند

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها