چون ز تاب می رخت بر لاله پهلو می‌زند

صائب تبریزی- غزل شماره 2506

چون ز تاب می رخت بر لاله پهلو می‌زند

غنچه در پیش گل روی تو زانو می‌زند

چون شود از عارضش آب طراوت موج زن

از خجالت دست خود آیینه بر رو می‌زند

از شبیخون خزان سنگش به مینا می‌خورد

باغ کز بادام خواب چارپهلو می‌زند

در خلاف وعده ابرویت سرآمد گشته است

در کجیها این ترازو راستی مو می‌زند

کیست تا همچشم یار شوخ چشم ما شود؟

هر نگاهش بر صف صد دشت آهو می‌زند

پاک‌ طینت از حدیث سرد از جا کی رود؟

آب گوهر از صبا کی چین بر ابرو می‌زند؟

صائب از بس سینه را از مهر صیقل داده‌ایم

پیش ما صافی ‌دلان آیینه زانو می‌زند

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها