آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست

صائب تبریزی- غزل شماره 1879

آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست

آن طوطیم که آینه دارم دل خودست

دستم نمی رسد به گریبان ساحلی

زین بحر بیکنار کنارم دل خودست

هر مشکلی که بود گشودم به زور فکر

مانده است عقده ای که به کارم دل خودست

چون ماه چارده به سر خوان آفتاب

پیوسته رزق جانِ فگارم دل خودست

از دیگران چراغ نخواهد مزار من

کز سوز سینه شمع مزارم دل خودست

از شرم نیست بال و پر جستجو مرا

چون باز چشم بسته شکارم دل خودست

فارغ ز نور عاریه چون چشم روزنم

خورشید و ماه لیل و نهارم دل خودست

صائب به سرمۀ دگران نیست چشم من

روشنگر دو دیدۀ تارم دل خودست

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها