خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا

صائب تبریزی- غزل شماره 176

خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا

بالش پر می شود سنگی که شد بالین مرا

آهم از دل تا به لب جولان کند در لاله زار

در گلو از بس گره شد گریۀ خونین مرا

بس که ترسیده است از خواب پریشان چشم من

می گزد چون مار و عقرب بستر و بالین مرا

از گرانی سنگلاخ آرد برون سیلاب را

کی شود سنگ ملامت لنگر تمکین مرا؟

در چمن چون از خمار باده گردم بیقرار

تاک از دست نوازش می دهد تسکین مرا

من که چون خورشید از خوانش به قرصی قانعم

می کشد گردون چرا در خاک و خون چندین مرا؟

نیست از غفلت، نپردازم اگر دل را ز زنگ

ترسم این آیینۀ روشن، کند خودبین مرا

ز آب تلخ و شور، روی خود نگرداندم ترش

تا چو گوهر استخوان در بحر شد شیرین مرا

درک فکر نازک من شاهد فهمیدگی است

می کند تحسین خود، هر کس کند تحسین مرا

در مذاق من به است از خندۀ دندان نما

ارّه گر بر سر گذارد جبهۀ پرچین مرا

مستمع را می برد صائب کلام من ز هوش

کیست تا آید برون از عهدۀ تحسین مرا؟

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها