دل به یک آه سراسر رومژگان شده است

صائب تبریزی- غزل شماره 1545

 

دل به یک آه سراسر رومژگان شده است

مغز این نافه به یک عطسه پریشان شده است

بید گل می کند از پرتو صاحب نظران

سر دار از سر منصور به سامان شده است

جمع چون غنچه به شیرازۀ محشر نشود

مغز هر کس که ز بوی تو پریشان شده است

دل عاشق چه غم از اشک دمادم دارد؟

کشتی نوح، خراباتی طوفان شده است

گل روی تو که سر پنجه زدی با خورشید

از خط سبز، چراغ ته دامان شده است

سپر حادثۀ چرخ بود روی گشاد

زخم کمتر خورد آن پسته که خندان شده است

دل سرگشته ام از شوق شبستان عدم

گردبادی است که مشتاق بیابان شده است

صائب امشب سخن آن لب میگون می گفت

می توان یافت که از توبه پشیمان شده است

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها