برگ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا

صائب تبریزی- غزل شماره 132

برگ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا

دست خود از هر چه شستم پاک، قسمت شد مرا

خود حسابی شد دل آگاه را روز حساب

دیدۀ انصاف میزان قیامت شد مرا

پیری از دنیای باطل کرد روی من به حق

قامت خم گشته محراب عبادت شد مرا

هر می تلخی که بردم در جوانیها به کار

وقت پیری مایۀ اشک ندامت شد مرا

دانه ای جز خوردن دل نیست در هنگامه ها

حیف از اوقاتی که صرف دام صحبت شد مرا

آنچه در ایّام پیری کم شد از نور بصر

باعث افزونی نور بصیرت شد مرا

منّت ایزد را که در انجام عمر آمد به دست

در جوانی گر ز کف دامان فرصت شد مرا

دست هر کس را گرفتم صائب از افتادگان

بر چراغ زندگی دست حمایت شد مرا

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها