برف کوهستان گرما داشت

خسرو گلسرخی – شعر شماره 42

دامون 4 (1)

این شعر، آخرین سروده خسرو گلسرخی خطاب به فرزندش “دامون” است که در دی ماه 1352 در سلول شماره 1 زندان اوین سروده شده است.

برف کوهستان

گرما داشت

خون ما

در رگ هامان می جوشيد

زندگی معنا داشت.

دامونم !

جنگلی کوچک من

دست ما

با دست مردم

گل می داد

دست ما

بی دست مردم

ویران می شد

قلب ما

از رنج مردم

غمگین می شد

عشق ما

با مردم معنی داشت

صف به صف سرنیزه

صف به صف دشمن

اما

با عموهای تو، ما یک فدایی بودیم

تا که ایران تو آزاد شود

بهترین هدیه ی ما

جان ما

بهترین هدیه برای تو دامون

آزادی .


واژگان دشوار : 1-دامون : قسمتی از جنگل که به خاطر تراکم بالا، درختان نور خورشید را دریافت نمی کنند .

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها