
دلم ، شاید یکی از کفتراتون
حسابی خو گرفته با هواتون
شبا وقتی که می بندن درارو
دلم می مونه تو صحن و سراتون
یه عمره عاشقونه هر شب و روز
توی شادی و غم کردم صداتون
صُبا گفتم : سلام ، خورشید بانو
شبا گفتم : سلام ، مهتاب خاتون
ببخش از اینکه گفتم عاشقونه
نه خانم ، ما کجا و عاشقاتون ؟
سر راه حرم گاهی اگر چه
دوتا شاخه غزل چیدم براتون
همه ش تقصیر خوبیتونه خانم
که کرده ما بَدارم مبتلاتون
همیشه درد دل کردیم و رفتیم
نشد با ما بگید از ماجراتون
اگر چه ؛ تو دلا می پیچه گاهی
مناجات رضا جانم رضا تون
وَ یا بین صدای ندبه خونا
صدای ناله ی آقا بیاتون
یه عمره سائلم اما یه بارم
شما چیزی بخواین از این گداتون
مگه تا کی قراره زنده باشم
بیام تا کی بگم جونم فداتون ؟
چی می شه زیر پاهاتون بشم خاک
منی که عمریه پایین پاتون
واژگان کلیدی: اشعار حسن بیاتانی،نمونه شعر حسن بیاتانی،شاعر حسن بیاتانی،شعرهای حسن بیاتانی،شعری از حسن بیاتانی،یک شعر از حسن بیاتانی،شعر دینی و آیینی حسن بیاتانی،شعر مذهبی حسن بیاتانی،شعری برای حضرت معصومه(س).





