تنها و روی ساحل مردی به راه می گذرد

سهراب سپهری – مجموعه مرگ رنگ

شماره 17

دریا و مرد

تنها و روی ساحل

مردی به راه می گذرد

نزدیک پای او

دریا، همه صدا

شب، گیج در تلاطم امواج

باد هراس پیکر

رو می کند به ساحل و در چشم های مرد

نقش خطر را پر رنگ می کند

انگار

هی می زند که : مرد ! کجا می روی، کجا

و مرد می رود به ره خویش

و باد سرگردان

هی می زند دوباره : کجا می روی

و مرد می رود

و باد همچنان…

 

امواج، بی امان

از راه می رسند

لبریز از غرور تهاجم

موجی پر از نهیب

ره می کشد به ساحل و می بلعد

یک سایه را که برده شب از پیکرش شکیب

دریا، همه صدا

شب، گیج در تلاطم امواج

باد هراس پیکر

رو می کند به ساحل و…

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها